كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
188
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
اين تجربه مشترك تمامى عرفا است كه معتقدند كسى نمىتواند خدا را ببيند و باز هم زنده باشد . ولى محمد ( ص ) با كشتن نفس خود توانست به تجربه تجرد ( مجزا شدن روح از جسم ) دست يافته و در يك وجود متعالىتر بازسازى شود . سپس او اين تجربه را با خود به زمين آورد و ظرفيت بشر را براى قبول معرفت الهى توسعه داد . معراج بعدا الگوى جريان فكرى عرفا در اسلام گرديد . صوفيان هميشه از نوعى نابودى ( فنا ) در خداوند و سپس بازگشت جديد ( بقا ) و پس از آن شناخت خود صحبت مىكنند . بعضى از مسلمانان معتقدند كه اين سفر ( معراج ) جسما انجام گرفته در صورتى كه حديثى به نقل از عايشه نشان مىدهد كه اين سفر كاملا روحانى بوده است . ما بر اين مبنى سعى در تفسير اين سفر مىكنيم . تجربههاى عرفانى يك واقعيت زندگانى بشر است كه در اغلب سنتها و اديان بهطور مشابهى حضور دارد . بودائىها معتقدند كه اين تصوير ذهنى ماورائى از ابديت ، و بسط هوشيارى ، صرفا طبيعى و فيزيكى بوده و به هيچوجه از نوع ديگر نيست . به نظر مىرسد با رفتن به حالت انبساط ، هوش انسان سناريوى خاصى را براى توجيه يا درخواست توليد مىنمايد . مشابه همين موضوع ، ولى در حالتى كاملا متفاوت ، به مردمانى در حالت موت ( مرگ واقعى ) نيز دست مىدهند : پائين رفتن از يك راهرو بلند ، ملاقات با شخصى كه به آنها مىگويند بازگرديد و . . . در تمامى اديان ، بعضى از مردان و زنان نادر ، كه داراى استعدادهاى خاصى براى اين نوع فعاليتها هستند ، اين تجربه را با انجام يك سلسله تكنيكها و روشهاى مشابه و توأم با رياضت به دست آوردهاند . معراج محمد ( ص ) ، آنگونه كه نويسندگان مسلمان نقل كردهاند ، بسيار نزديك به تجربه عرفان ملكوتى دين يهود است ، « 1 » كه بين قرون دوم تا دهم قبل از ميلاد شكوفا گرديده بود . پيروان اين مكتب خود را براى يك پرواز عرفانى و سفر به عرش الهى با انجام يك سلسله رياضتهاى مخصوص آماده مىكردند . آنها روزه مىگرفتند و سرودهاى مذهبى ، كه نوعى تلقين خاص را در آنها بوجود مىآورد ، مىخواندند ، و
--> ( 1 ) - معراج پيامبر يك واقعه منحصر بفرد و حقيقى است كه براى پيامبر اسلام رخ داده است ، عروج به مراتب و عوالمى است كه براى هيچ يك از انبياء گذشته نبوده است . و اين از معجزات پيامبر است و با قدرت الهى ميسّر گرديده است .